دانلود سریال قورباغه

دانلود سریال قورباغه

دانلود سریال قورباغه

دانلود سریال قورباغه

۲۱ مطلب در آبان ۱۳۹۹ ثبت شده است

- گیلاس در محله یهودی نشین: یادگیری سینما در کنیا -
این یک مدرسه فیلم سازی است که در بزرگترین محله یهودی نشین آفریقا گم شده است. در کیبرا ، در قلب نایروبی ، پایتخت کنیا ، شما فیلم برداری ، کارگردانی و تولید را با سه قطعه رشته یاد می گیرید. تا تولد فیلم های گانگستری ...
 
 
در اینجا ، سیگارها به صورت جداگانه فروخته می شوند و شلوار جین آن حدود 2 یورو است. آنها می گویند اینجا کیبرا ، بزرگترین زاغه نشین در نایروبی ، بزرگترین زاغه نشین در آفریقا است ، با یک میلیون نفر ساکن. اولین پایه های آن به سال 1912 برمی گردد. در آن زمان ، استعمارگران انگلیسی سربازان نوبیایی را که به اندازه کافی خوش شانس بودند و می توانستند بخشی از تفنگ های آفریقایی پادشاهان باشند ، معادل تفنگ داران سنگالی ما در آنجا نصب کردند. کیبرا سپس یک مکان جنگلی زیبا و با مساحت 4000 هکتار برای 600 جان بود. از آن زمان به بعد جمعیت افزایش یافته و مشکلات نیز افزایش یافته است. آب و برق در آنجا کالاهای کمیاب و گرانبهایی است. خانه ها ، مکعب های تقریبی گل و لای ، چوب و 3 در 3 متر ، ماهیانه حدود 7 یورو اجاره داده می شوند و 8 تا 10 نفر را در خود جای می دهند. داروها در اینجا کیفیت بسیار کمی دارند و شما مقدار زیادی چسب خرخره می کنید.
 
"همیشه چیزهایی در کیبرا اتفاق می افتد ، چه خوب باشد چه بد ، بسیار شدید است ..."
 
در همین زمینه بود که در سال 2006 ، نیتن کولت آمد تا دوربین خود را پایین بگذارد. او در یک فیلم کوتاه داستان یتیمی 12 ساله را روایت می کند که آرزو دارد خلبان شود و از این کلافگی دور شود. از کنیا تا هالیوود ، Kibera Kid جوایز زیادی را به دست آورد و باعث ایجاد مشاغل شد. "پس از Kibera Kid ، افراد جامعه Kibera شروع به پرسیدن از من کردند که چگونه آنها به نوبه خود می توانند فیلم خود را شروع کنند ، داستان های خودشان را تعریف می کنند ، و به خصوص اینکه چگونه می توانم در همه اینها به آنها کمک کنم. من واقعاً نمی دانستم چه جوابی به آنها بدهم ... "ناتان کولت در سال 2007 در آنجا اقامت گزید. او کارگردانی Togetherness Supreme ، جایزه بهترین فیلم بین المللی جشنواره سانتا باربارا را بر عهده گرفت ، و در این راه نام مستعار Slumdog بدون میلیونرها را به ارث برد. و یک سال بعد ، اولین کارگاه های سینما راه اندازی شد. کولت ادامه می دهد: "سپس در سال 2009 ، ما کم و بیش مدرسه را درست شروع کردیم. کم و بیش ، زیرا این یک چالش جهنمی بود با توجه به اینکه رسیدن به اصول اولیه در Kibera دشوار است. با این حال ، و این چیزی است که مرا تحت تأثیر قرار داد ، مردم درگیر شدند. واقعاً شاید احمقانه باشد ، اما آنها به موقع رسیدند ، تحت هر شرایطی وظیفه خود را به خوبی انجام دادند و به دنبال بهانه نبودند. در واقع ، آنها واقعاً زحمت کش هستند ، اما هرگز فرصتی برای اثبات آن نداشتند. "
 
آنها اکنون آن را دارند ، زیرا این مدرسه از دو نفر تمام وقت ، شش معلم و پنج داوطلب برای شش دانش آموز تشکیل شده است. در برنامه ، همه جنبه های حرفه: نویسندگی ، استوری بورد ، تولید ، کارگردانی ، تدوین ، توزیع. بیش از هر چیز با تأکید بر کارهای میدانی. "اغلب آموزش بسیار عمودی ، بسیار تئوریک است. ما سعی می کنیم بیشتر به قصه گویی بپردازیم ، دوربینی را به دست دانش آموزان خود بچسبانیم و اجازه دهیم آنها داستان های خود را برای ما تعریف کنند. به خصوص که اینجا همیشه اتفاقی می افتد ، چه خوب باشد چه بد ، بسیار شدید است ... "
 
اومندی ، دانش آموز سابق که توسط ناتان "خاص" توصیف شد ، زندگی خود را با فروش سی دی ها سپری کرد و قبل از اینکه در مورد مدرسه صحبت کند ، برق را مطالعه کرد. اومندی توضیح داد: "من فهمیدم که من استعداد زیادی در کار با دوربین و فیلمبرداری دارم ، بنابراین درخواست دادم" ، چند تبلیغ ، و حتی یک فیلم گانگستری غیرممکن ... امروز ، او یک معلم عکاسی شده است. وی توضیح می دهد: "من می خواستم از این استعداد برای بازگرداندن آن به جامعه استفاده کنم." این مدرسه زندگی بسیاری از افراد در این محله یهودی نشین را متحول کرده و تفکر آنها را تغییر داده است ... "

  • مارال بهسازی

- مصاحبه: نوئل گودین ، ​​مجری و سینمابول -
شیرینی های خامه ای که در صورت سارکوزی ، بیل گیتس ، BHL یا گدار پرتاب می شدند ، نوئل گودین را به معروف ترین آشپز تروریستی کره خاکی تبدیل کردند. آنچه کمتر شناخته شده است این است که او همچنین یکی از بزرگترین مجموعه داران فیلم در جهان است - بیش از 20،000 فیلم با دقت بررسی شده است - و در اوقات فراغت خود ، یک بازیگر "کاملاً افسوس آور" است. »، دوست او Benoît Poelvoorde می گوید. که دلایل بسیار خوبی برای گفتگو با او ایجاد می کند. توسط تیری لوناس ، در بروکسل
 
شما فیلمسازان ورودی و همچنین گدار در میان آنها دارید. چرا ؟ گدار تنها قربانی من است که همچنان دوستش دارم. من یک خداپسند قاطع هستم. من همیشه او را یک کافر بزرگ بسیار جذاب دانسته ام. اما مگر نه این است که در طول فیلمبرداری Je vous salue Marie (1985) ، گدار تغییر شکل داد. گریس او را سرنگون کرد و ما می توانیم Hail Mary را به عنوان یک فیلم دعایی ، تقریباً Saint-Sulpician ، à la Godard در نظر بگیریم. بدیهی است که قورباغه های غول پیکر مانند همان جلوی پازولینی خشمگین می شوند. اما با کمال تعجب ، گدار ، در مجموعه "حق پاسخ" ساخته پولاک ، همه را به یک دقیقه دعای بسیار جدی دعوت می کند. و سپس ، همانطور که فیلم خشم اشکالات رازداری را برمی انگیزد ، گدار فیلم را از سینماهای همسایه واتیکان خارج کرد. گدار ، کافر بزرگ ، که در برابر باندبازی پاپ زانو زده بود ، ما را بسیار آزار داد. ما به یک سافاری شیرینی رفتیم و آن را به طرز چشمگیری پوشش دادیم. او واکنش فاخر نشان داد. او فریاد زد: "این سینمای صامت است که سینمای من را درگیر خود می کند. " باشکوه ! سپس ، وقتی به Rolle برمی گردد ، می فهمد که من از جشنواره فیلم کن برای یک عمر رد صلاحیت شده ام. بنابراین او با تلفن تماس گرفت تا تقاضای بازپرداخت مطبوعات را به من بدهد. چند سال بعد ، وقتی او را در وسط کاخ جشنواره ها کنار می کشیم ، BHL دقیقاً برعکس عمل خواهد کرد: او خواستار خواهد شد که دیگر هرگز نتوانم پا به آنجا بگذارم.

آیا شما فیلمسازان دیگری را هم انتخاب کرده اید؟ مارکو فرری این یک عملیات ویژه بود. ما در جستجوی اولین فیلمساز فرهنگی بودیم که با آنها دیدار خواهیم کرد و در هتل بزرگ کن به مارکو فرری برخوردیم. من اولین فیلم های او را خیلی دوست داشتم ، مثلاً فیلم های اسپانیایی ، ال کوچیتو (1960). اما به نظر من Pipicacadodo (1980) بسیار زائد و بسیار کسل کننده است و با وجود گفتگوهای فرانسیس بلانش ، از اشتیاق عمومی برای بوفه La Grande (1973) بسیار دور هستم. پس از بسته بندی ، مارکو فرری ، کاملاً پارانویایی ، سیا را به کنترل از راه دور عملیات متهم کرد ... غیر از او ، فقط یک فیلمساز دیگر وارد کار شد و از همه فیلمسازان جهان خنده دارترین است: برنارد-هانری لوی ، که هفت بار به ثبت رسیده است. عملیات هشتم در حال آماده سازی است.
"گدار entarté فریاد زد ،" سینمای خاموش در حال رسیدن به سینمای من است. " باشکوه ! "
BHL رکورددار است؟ آره. این سر تارت نهایی است. شما نمی توانید کسی را پیدا کنید که بیشتر خودمحور باشد ، بیش از حد مست از قدرت برخوردار باشد و بیشتر متکبر باشد. من با بسیاری از متصدیان بار و رانندگان تاکسی ملاقات کردم که گفتند: "او واقعاً به ما نگاه می کرد. اگر دوباره این کار را انجام دهید ، خوشحال می شویم که به شما کمک کنیم. او واقعاً موجودی بسیار بسیار تحقیرآمیز است. و البته ، من دیدگاه خواننده Renaud یا Chabrol را دارم که می گفت روز و شب (1996) خنده دارترین فیلم تاریخ سینما ، مسخره ترین فیلم است. در آن سال ، علاوه بر این ، ما BHL را شروع نکردیم ، زیرا او به طور خارق العاده ای با فیلم خود شروع به کار کرد.
 
اگر امروز یک فیلمساز جدید داشتید ، چه کسی می توانست باشد؟ ما پس از اینکه رئیس بزرگ بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول و ضربه زدن به همه وزرای مستقر در مونترال هستیم ، آنقدر به سراغ اقتصاددانان رفته ایم که برکناری یک فیلمساز یک عقب نشینی است. البته به استثنای BHL ، چون شمشیر داموکلس-شانتیلی دوباره بر روی او آویزان است.
 
و در عوض ، مطمئنا لگد خوردی؟ آره. نمونه ای کوچک در مجموعه تلویزیونی Daniela Lumbroso. من خیلی او را عصبانی کردم. پای کرم را روی صحنه می آورند ، او یک نشانه کوچک می دهد ... و چه کسی با نگاه بد به من می آید؟ دیوید دویلت! من به زانوهای دنیلا لومبروسو پناه می برم ، او مرا باز نگه می دارد. از آن به بعد ، من به آرامی و روشمند خودم را روی جوانان دانیلا لومبروسو پاک می کنم. او کسی بود که مجموعه را ترک کرد. هر وقت از هم جدا می شوم ، به کسانی که در اطراف آنها بیشترین احترام را دارند نگاه می کنم ، او را قاطی می کنم و موهایم را برای مدت طولانی روی او پاک می کنم. این اتفاق اخیراً در صحنه سریال لورن بافی ، در برنامه ای که او شام می خورد ، رخ داد. در کنار من ژاک سوگلای وحشتناک آقای رولکس را داشتم که مرتباً به او می گفتم که درباره او چه فکر می کنم - این افتخار من بود. دسر می رسد ، او پای را می گیرد و بر من پیروز می شود. به روش معمول خودم به او رضایت دادم. ممکن است

  • مارال بهسازی

- شانون گوس ، بازیگری که می خواست اوباما را بکشد -
شانون گس ریچاردسون ، بازیگر آمریکایی ، که در The Walking Dead یا Vampire Diaries دیده می شود ، به هجده سال زندان محکوم شده است. جرمش؟ ارسال نامه های ricin به سیاستمداران آمریکایی ، از جمله باراک اوباما. تواریخ جنون.
وی ادامه داد: "حکم امروز یک پایان مناسب و عادلانه را به ارمغان می آورد که مطمئناً یکی از غیر معمول ترین و عجیب ترین پرونده های ما است. تاریخ 17 ژوئیه 2014 است. مکان ، دادگاه فدرال در Texarkana ، تگزاس. جان مالکوم بیلز ، وکیل دادگستری ، به همان اندازه که مبهوت و مبهوت است ، راضی به نظر می رسد. او چیزی دارد. اول ، زنی که او فقط به هجده سال زندان و 367000 دلار جریمه نقدی محکوم کرده است ، شانون گس ریچاردسون ، یکی از زنانی نیست که هر روز می بیند در حال رژه رفتن است. او یک بازیگر است ، مسلما در نقش های مکمل ، اما هنوز هم توانسته است به تیتراژ The Walking Dead یا Vampire Diaries راه پیدا کند. و دوم ، این جرم است. شانون گس ریچاردسون ، یک مو قرمز 36 ساله ، به راحتی ارسال نامه هایی را که با ریچین - سم بدون پادزهر و در صورت کالبد شکافی تقریبا غیرقابل شناسایی است - برای مایکل بلومبرگ ، شهردار ارسال کرده است ، ارسال کرده است. از نیویورک ، مارک گلیز ، رئیس لابی گروه Raben و - اشتباه نهایی - باراک اوباما. چرا آنها؟ زیرا از نظر وی ، این سه مرد حق آمریکایی ها را برای بازی با سلاح های خود به هر حال که صلاح می دانند ، به خطر می اندازند. وی در نامه های خود نوشت: "شما باید من و خانواده ام را بکشید قبل از اینکه آغوش مرا بگیرید." هرکسی که وارد خانه من شود به سرش تیر خورده است. حمل سلاح حق قانونی من است و تا زمان مرگ از آن استفاده می کنم. این نامه در مقایسه با آنچه برای شما در نظر گرفته ام هیچ چیز نیست. احتمالاً به این دلیل که او از همه بزرگتر است - یا کم سفیدترین؟ - باراک اوباما سزاوار یک ذره عوضی است: "من در ارتش آمریکا خدمت کردم و چون الاغ مسلمان شما هرگز نمی تواند ترک کند ، من مجبورم تا آخرین نفس خود کار کنم. من خودم از همه اینها مراقبت خواهم کرد و مطمئن خواهم شد که شما دیگر این کشور را به پایین نکشید. این نامه در مقایسه با آنچه من برای شما ذخیره کرده ام ، آقای رئیس جمهور هیچ چیز نیست. "

هر کسی که وارد خانه من شود به سر او تیر خورده است. حمل سلاح حق قانونی من است و تا زمان مرگ از آن استفاده می کنم. "
شانون حدس ریچاردسون
Muslimbastard.docx
هذیان راست راست؟ بدون شک. انتقام احساسی نیز هست. از آنجا که شانون حدس ریچاردسون همه کارها را برای خیساندن همسرش ، سربازی به نام ناتانیل ریچاردسون انجام داد. وی در نامه خود به رئیس جمهور ، این اظهار نظر را لغو کرده و گفته می شود نویسنده مرد است: "من لیاقت این کار را ندارم ، نه همسرم و نه بچه هایم. سپس ، در تاریخ 30 مه 2013 ، هنگامی که همه نامه های پستی توسط سرویس پستی رهگیری شد ، وی خانه خانواده را در نیو بوستون ترک کرد تا به شعبه FBI در Shreveport ، لوئیزیانا بپیوندد و گزارش ناتانیل را بدهد. پیش از این ، او مراقبت کرد که پوست موز خود را بکارد. این بازیگر با سرشار از تاریخچه جستجوی اینترنتی در رایانه همسرش ، یک حساب پی پال به نام خود برای خرید مواد تشکیل دهنده این جرم ایجاد کرد ، دانه کرچک را در نیسان خود لغزید ، لیست را ترک کرد آدرسهای هدفمند و یک Tupperware مرموز روی میز کار او. داخل آن ، سرنگ ، سوزن ، دانه کرچک و یک کارت SD کنجکاو. اسامی سه پرونده موجود ممکن است فاجعه را حدس بزند: "Obama.docx" ، "Guns.docx" و عالی "Muslimbastard.docx" ، "که حاوی متن نامه برای باراک اوباما بود" ، همانطور که نماینده آن را مشخص می کند. اف بی آی ویژه ، جیمز اسپیروپولوس. ناتانیل ریچاردسون از خود در برابر Feds دفاع می کند - "شانون می خواهد من را طلاق دهد و مرا ترک کند ، او تو را در مسیر اشتباه قرار می دهد" ، اما شانون ، داوطلب ، به پلیس اجازه دسترسی کامل به خانه خود را می دهد. متأسفانه برای او ، خانه کارتهایش فقط در هشت روز خراب شد. FBI به او اعلام می کند که در ردیاب دروغ موفق نشده است و مهمتر از همه اینکه شوهرش یک چیز عجیب و غریب مشخصی دارد: همکارانش حضور او در پادگان را بدون دسترسی به یک دستگاه الکترونیکی تأیید می کنند ، در زمانی که نامه ها تمام شده است. ضبط و چاپ شده است. در 6 ژوئن 2013 ، شانون سرانجام در هنگام بازجویی در هتلی در مونت پلزانت ، تگزاس ، سر میز حاضر شد ، اما آخرین بار سعی کرد شوهرش را با خود غواص کند: «من این کار را تحت فشار انجام دادم. توسط ناتانیل. تا دسامبر بود که سرانجام با حفظ حبس ابد خود موافقت خود را به جرم اعلام کرد. یک سال بعد ، تابستان گذشته ، هنگام پذیرش حکم ، شانون گیز ریچاردسون جبران خسارت کرد: "من آدم بدی نیستم. من قصد نداشتم به کسی آسیب برسانم." . من کشورم را دوست دارم و به رئیس جمهورم احترام می گذارم. در همین حال ، در تاریخ 4 جولای 2013 ، این بازیگر ششمین فرزند خود را در پشت میله های زندان به دنیا آورد. خود

  • مارال بهسازی

- مصاحبه: ERIC CANTONA -
"هیچ چیز از زندگی بدتر نیست"
 
اریک کانتونا ، افسانه ترین یقه مطرح تاریخ فوتبال ، مدتی است که با کاریزما و احساس دگرگونی که باعث شهرت وی شده است ، بازی می کند. او داستان آنچه او را وادار به دویدن میدان به میدان ، تا جلسات بسیار رایگان یان گونزالس پس از نیمه شب می کند ، و در مورد دپاردیو ، فرگوسن ، لوچ و کیچیچه صحبت می کند. - توسط رافائل کلیرفوند ، در ژوهانسبورگ. عکس ها: ریچارد اوجارد
 
چرا بازیگر شدی؟ این یک چیز بچه است. وقتی شما کابوی ها و هندی ها را بازی می کنید ، در حال حاضر نقش خود را بازی می کنید. بازیگر بودن به معنای کشف مجدد چیزی بدوی ، خودانگیختگی و بی پروایی کودک است - کاری که کودک به طور طبیعی انجام می دهد ، بزرگسال برای یافتن او تلاش می کند - و این همان چیزی است که من سعی می کنم انجام دادن. پس از آن ، من از زمان دیگری هستم. بازیگرانی که دوستشان دارم بازیگران کاریزماتیک هستند: براندو ، پاچینو ، دنیرو ، دپاردیو ، دوآره ...
امروزه ، بازیگران کمتر دهان "دهان" دارند ، و نه بیشتر از بازیگران جاهای دیگر: مرد خیابان 50 ساله در خیابان نیز مردانه تر بود. چه اتفاقی برای مرد افتاده است؟ او نماینده چه چیزی است؟ این بدان معنا نیست که شما باید پنجاه سال به عقب برگردید ، وقتی یک زن در خانه ماند و حق رأی نداشت ، البته نه. من ، من آشپزی می کنم ، می توانم از بچه ها مراقبت کنم ... در حالی که هنوز پسر هستم. من شخصی مثل دپاردیو را تحسین می کنم. او می تواند نقش اوبلیکس ، لس والسئوس ، کریستف کلمب ، سیرانو را بازی کند ... او می تواند همه چیز را بازی کند. نایاب است. اکنون ما فقط در مورد تبعید مالیاتی وی صحبت می کنیم. عزیزم همان کاری را که می خواهد می کند ، درست است؟ من از کسانی که سعی در احساس گناه در دیگران دارند متنفرم. همه آزادند آنچه را که می خواهند انجام دهند. و من کسانی را که از این آزادی استفاده می کنند تحسین می کنم. از طرف دیگر ، همه محافظه کاران ، درس دهندگان ، من با آنها مشکل زیادی دارم. رفتاری مثال زدنی وجود ندارد.
 
وقتی دپاردیو با پوتین و کادیروف ظاهر می شود ... ما چه کسانی هستیم که باید درس بدهیم؟ فرانسه در موقعیتی است که می تواند به کسی درس بدهد؟ منفجر کردن Rainbow Warrior مشکلی ندارد؟ بنابراین شما ، ایالت فرانسه ، می خواهید برای من سخنرانی کنید؟ شما ، ایالت فرانسه ، که استعمار من نمی دانم چند کشور را تشکیل می دهم و دیکتاتوری هایی را برای بهره برداری از مواد معدنی و ثروت ایجاد کرده اید ، می خواهید به من درس حقوق بشر بدهید؟ یا همه چیز را روی میز می گذاریم و می بینیم که چگونه پیش می رود. از درون دموکراسی ، از بیرون دیکتاتوری. فرانسه ، ایالات متحده ، اسرائیل ... کشورهای دموکراتیک در داخل ، اما شما باید ببینید که آنها در جاهای دیگر چه می کنند. در حال حاضر دادگاه عملیات کندور در آمریکای جنوبی وجود دارد که در دهه 1970 همه دیکتاتوری ها برقرار بودند. سیاست همین است. بنابراین ، اگر می خواهید در مورد دپاردیو صحبت کنید ...
 
چگونه دوست دارید روزی از یک سیاستمدار بازی کنید؟ البته. خوب پوسیده یا واقعا خوب. خوب ... "سیاستمدار خوب" همیشه یکسان است ، یک سیاستمدار ایده آل ، هیچ کدام وجود ندارد. سیاست برای من جالب است ، اما من علاقه ای ندارم.
 
فوتبالیست دیگری وجود دارد که در سینما کار می کند ، آن وینی جونز است ، آیا او را به خوبی می شناسید؟ بله ، او برای لیدز بازی کرد. من آن را دوست دارم ، او یک شخصیت واقعی ، خنده دار ، رهبر است ... او صدای پسری را دارد که زندگی می کرد. پس از آن ، در مزرعه ، او اغلب فراموش می کرد که شما چندین شب را با او گذرانده اید. مسابقه ای که در ویمبلدون در جام برگزار کردیم ، در پنج دقیقه اول ، اگر نبینم از دور می آید ، مرا به نصف می کند. پنج دقیقه بعد یکی از بهترین گلهایم را با منچستر به ثمر رساندم ... این گل احتمالاً نتیجه همین تکل بد بود.
 
"شما ، ایالت فرانسه ، می خواهید به من درس دهید؟ از درون دموکراسی ، از بیرون دیکتاتوری. "
 
اگر مجبور باشید فیلمی درباره فرگوسن (مربی افسانه ای منچستریونایتد ، یادداشت سردبیر) بسازید ، چه مواردی را برجسته می کنید؟ برای بیان داستان او ، ما باید از ابتدا شروع کنیم: مردم طبقه کارگر. او سخت ترین کار را انجام داد ، تعادل بین عشق و احترام را پیدا کرد. او کسی بود که مانند یک دوست دوستش داشتید ، و احتیاج به داد و فریاد نداشت زیرا دارای اقتدار طبیعی بود. وقتی به آن فکر می کنید ، باورنکردنی است ، این همه نسلی که او شناخته است ، این همه پیروزی و اختلافات اندک ... برای پسری که ده سال با او زندگی کرده اید توضیح دهید که او کمی بازی خواهد کرد کمتر ، یا اینکه او مجبور به رفتن باشد ، بسیار دشوار است. اما او می دانست چگونه این کار را انجام دهد. و با این حال ، نمی توان گفت که او گوسفند گرفت. 99٪ مربیان ترجیح می دهند مردانی را انتخاب کنند که مدیریت آنها آسان باشد. او اهمیتی نمی داد ، این خصوصیات فوتبالیست بود که اول شمرد.


 
آیا شرح حال جورج بست را دیده اید؟ نه اما آنها در مورد کلود فرانسوا فیلم ساخته اند ، آنها می توانند یک فیلم را در مورد جورج بست انجام دهند ، من ترجیح می دهم بهترین را ببینم! (می خندد) من ، پسری که می گوید: "وقتی به ایالات متحده آمدم ، خانه ای به من 200 یارد فاصله از ساحل داده شد ، مسئله این بود که بین خانه و ساحل وجود دارد

  • مارال بهسازی

- برترین 10: هرچه طولانی تر باشد ، کمتر خوب است -
 
1. دندان های دریا (4 فیلم)
بگذارید سرآشپز برودی کوسه دوم را بدست آورد ، خوب. اینکه بچه هایش ، چندین سال بعد ، تقریباً در یک پارک آبی با یک انسان خوار آزمایشی روبرو می شوند ، تقریباً جلوه های ویژه وحشتناک 3D. اما آیا ده سال بعد ، یک کوسه سفید بزرگ ، برودی ها را که زنده مانده اند تا دریای کارائیب دنبال می کند تا انتقام برادران آب شیرین خود را بگیرد ، با بازگشت به گذشته؟ به طور جدی؟
 
2. یک هوشیار در شهر (5 فیلم)
از فیلم اصلی مایکل وینر ، دنباله ها فقط ساختار (ضربه / انتقام / تشدید در خشونت) را حفظ می کنند و یک چارلز برونسون به طور فزاینده ای توسط الکل نفخ می کشد. قسمت سوم ، دادگستری نیویورک ، جایی که پدربزرگ برونسون بیش از صد نفر از اراذل و اوباش را با مسلسل به کف تشویق محله زده ، به عنوان یک مورد بسیار زیاد به یادگار می ماند.
 
3. اره (7 فیلم)
با توجه به نرخ یک بار تحویل در سال ، حماسه Saw فیلمنامه های به طور فزاینده ای ناهماهنگ و گروتسک از مرگ قاتل برجسته این حماسه ، در پایان قسمت سوم ، تا رسیدن به آتش سوزی به ارث برد. عشق به فیلم های ترسناک. Saw 6 و Saw 7 هنوز توسط عنوان خود ذخیره می شوند.
 
4. تاکسی (4 فیلم)
لوک بسون و جرارد کراوچیک برای پاسخ بهتر به تمام س questionsال هایی که در سه مقدمه اول بدون پاسخ مانده اند ، نمایش یک نفره را به برنارد فارسی و ده دقیقه حضور در نقش اصلی را ارائه می دهند. آیا واقعاً ایده خوبی بود؟
 
5. سخت بمیر (5 فیلم)
موهای پشمالوی ، خماری و مارس کثیف ، جان مک کلین به تنهایی بازیگر دهه 90 را متبلور کرد. سپس جان مک تیرنان دیگر برود ، بروس ویلیس پیر شد و جهان تغییر کرد. پس چی؟ آخرین شنیده ها حاکی از آن است که یک دستگاه Die Hard 6 به نام Die Hardest در حال آماده سازی است. هنوز در شرق تر ، بروس این بار توکیو را به آتش می کشد.
 
6. سریع و خشن (6 فیلم)
سریع و خشن مانند یک مجله بد است: بهتر است از پایان شروع کنید. پنج قسمت طول کشید تا تولیدکنندگان درک کنند که باید کمی اعتبار کاریزما در اعتبارات بگذارند. در این مورد ، دواین "سنگ" جانسون.
 
7. هالووین (8 فیلم)
"اگر مجبور باشم تمام قصد حضور در هالووین 30 را دارم. این حکم به امضای Donald Pleasence رسیده است ، که قبلاً برای پنج قسمت در نقش دکتر لومیس بازی کرده است. متأسفانه برای او ، شخصیت او که در پایان جلد ششم درگذشت ، این جیمی لی کورتیس بود که 20 سال بعد در هالووین بازگشت. ضربه مهم دیگر ظاهر Busta Rhymes در Halloween: Resurrection ، هشتمین قسمت از این مجموعه بود.
 
8. روان پریشی (4 فیلم)
مقبره آنتونی پرکینز. پرکینز در سال 1960 به عنوان نورمن بیتس در روان پریشی برای عموم مردم آشکار شد ، هرگز از این رقم خلاص نخواهد شد. حتی اگر این به معنای ازدواج کامل با او از دهه 80 باشد ، در سه سوئیت بیش از حد سوال برانگیز.
 
9. آکادمی پلیس (7 فیلم)
یک فیلم در سال از 1984 تا 1989 ، سپس پنج سال استراحت قبل از ماموریت به مسکو ، و سپس ده سال دیگر قبل از قسمت هشتم ، که سال آینده اکران می شود. وحشت در کلبه ها: آکادمی پلیس با قدم های کندتر و کندتری پیش می رود ، اما هنوز هم در حال پیشرفت است.
 
10. ژاندارم سن تروپز (6 فیلم)
سریال ژاندارم یا نحوه رفتن از فیلم محبوب فرانسه به نانار. اشاره به ژاندارم و موجودات فرازمینی ، جایی که ژان ژیرو تلاش خود را در سینمای ژانر بدون مشکل و بدون بودجه و ژاندارم و ژاندارمت ها انجام می دهد ، اوج گونه گیج و انحرافی است. بیش از حد فرقه ، بدیهی است.

  • مارال بهسازی

- فیلم هفته: PAHOKEE ، یک جوان آمریکایی -
آیا مستندهای نزدیک به سوژه هایشان را دوست دارید ، که با صداقت ، صراحت و ملایمت به آنها نگاه کنید ، آنهایی که واقعیت ها را به سادگی توصیف می کنند که کمتر در صفحه بزرگ دیده می شود؟ آیا به نظر شما نادر است؟ شما در مورد همه چیز درست می گویید. و این کاوش در زندگی چهار نوجوان هنگام بازگشت آنها به مدرسه در فلوریدا ، تمام انتظارات شما را برآورده می کند.
 
در صحنه ، او با مخاطبان اقوام و بستگان روبرو می شود. همه با لباس ترین لباس های خود را بیرون آورده اند. بسیاری از آنها دوربین فیلمبرداری دیجیتال یا تلفن های هوشمند را در دست گرفته اند تا احساس واقعی برندگان را در یک ردیف فشرده در روز فارغ التحصیلی ثبت کنند. او ، مانند همرزمانش ، لبخند می زند ، آرایش می کند ، سپس دو نفر ، با بازتاب های نقره ای در این لباس شناور می شوند. بنابراین سنت در آمریکا این است که پایان دبیرستان گونه های قرمز است و مانند آب نبات نعناع تازه بسته بندی می شود. جوکابد مارتینز جوان قبل از خداحافظی از دوران نوجوانی و شهر کوچکش پاهوکی ، فلوریدا ، که کمتر از 7000 نفر ساکن است ، باید یک سخنرانی کند: او می خواهد از پدر و مادرش که مهاجر مکزیکی اکنون در فلوریدا زندگی می کنند ، ادای احترام کند. از آنها بخاطر کمک شایانی در ادامه داستان جوان او که در پردیس دانشگاه فلوریدا پخش خواهد شد ، سپاسگزاریم. گفتن در مقابل کل جامعه جمع شده است که آنها لزوماً بیشتر از این "مردم کوچک" هستند که صبح ، ظهر و عصر در میان بوی چربی برای تهیه تاکهای سریع قورت داده ، برده می گیرند. "آنها کشور ما ، مکزیک را ترک کردند و به اینجا آمدند تا زندگی بهتری برای فرزندان خود فراهم کنند. شلیک سریع صورت پدر و مادربزرگ و مادربزرگ ژوکابد. اینها با آرواره های تنگ و ظاهری خیس حاوی بهترین احساس ممکن هستند. شنیدن همیشه سخنی ساده از دهان دخترانشان ، آسان تر از آنچه توسط مستأجر خجالت آور کاخ سفید استنشاق نمی شود ، شنیدن: "سیستم ما کامل است ، ما دیگر نمی توانیم شما را بپذیریم. کشور ما کامل است. "


ده ها و ده ها صحنه از این دست در مستند زیبای Pahokee ، یک جوان آمریکایی وجود دارد. به نظر می رسد پیش پا افتاده و بدون مخاطره ، آنها این آمریکای روستایی را که به ندرت مستند شده است ، به دست می آورند و آن را به بسیاری از چشمک های بشریت عاری از هرگونه مرضی و گاه غیر قابل مشاهده با چشم غیر مسلح تقسیم می کنند. این بازی با جزئیات بسیار کوچک و همه مربوط به صمیمی بازی می شود. رنگ ، پارچه ، کلمات ، حرکات ، به نظر می رسد. پاهوکی ، یک جوان آمریکایی نفس صبور فیلمهای ساخته شده و مطابق با سوژه های خود را ویرایش می کند. فیلمی که تأیید می کند مکتب حقیقت سینما که توسط دون آلن پنبایکر فقید تأسیس شده است ، همچنان زنده است تا زمانی که همچنان به کندی ، صبر و ایمانی خاص ، کاملاً منطقی ، به جریان تصاویر مداوم پاسخ دهد. تصادف. گاهی اوقات آنها در حال ردیابی عکسهایی از دانش آموزان دبیرستانی هستند که در هر بازی از تیم فوتبال ایالات متحده خود غرور محلی دارند. دیگران ، دوربین Ivete Lucas و Patrick Bresnan سرعت فریبنده و بی پروای آماده سازی برای انتخابات خانم را دنبال می کند که Na'Kerria مشتاق چهره اصلی است. سرانجام ، این غوطه وری در جوانان آمریکایی چه خواهد بود بدون شکل یک قهرمان ناخوانده ، که یک بار در کسوت جونیور تجسم یافته است ، یک دانش آموز دبیرستانی که بین مراقبت از دختر یک ساله اش ، مطالعات و فعالیت او به عنوان یک درامر در گروه محلی برنج؟ از این دستگاه ، که هرگز کاملاً یکی نیست ، فیلمی در اوج چهره ها ، بدن و امیدها با صدای ضعیف زمزمه می شود. یک فیلم رنگی ، که علی رغم مرطوب بودن و رنگ های اشباع شده ، گاهی اوقات به شکل بلوز مدرن به کارگردانی شان بیکر (ماندارین ، پروژه فلوریدا) و موسیقی آن توسط گیل اسکات هرون ساخته می شود. برای کسانی که دوست دارند بدانند که رمان بزرگ آمریکای معاصر چه شکلی است ، فرض کنیم که در چهره یک دختر دبیرستانی مکزیکی تازه فارغ التحصیل شده نوشته شده است. در حال حاضر اینجا.

  • مارال بهسازی

- بررسی: سنگهای قیمتی نشده -
یک دهه طولانی طول کشید تا جوشوا و بنی صفدی Unsut Gems را گرد هم آوردند که سرانجام تحت لوای Netflix منتشر شد. یک سفر فیلم بیش از حد و توهم انگیز که در آن نوابغ کوچک موهام نیویورکی تمام انرژی ناپایدار خود را روی میز ، هماهنگ با آدام سندلر ، مجنون ، اجرا می کنند. یک بازیگر طنز که یک جواهر فروشی عجیب و غریب از بازی است ، بدون شک در این کابوس پر زرق و برق نقش زندگی خود را پیدا می کند.

اگر سیارات صفدی و سندلر در یک راستا قرار می گیرند ، بخشی از آن به لطف جی زی است: کلیپی از جاشوا و بنی برای سرمایه دار رپ (Marcy Me، 2017) مورد توجه قرار می گرفت بازیگر فقط برای موهای شما. افسانه بسیار زیاد است. برای بقیه ، آدام سندلر در هاوارد راتنر ، جواهرفروش یهودی نیویورک از منطقه الماس که شیطان بازی را در اختیار دارد ، شگفت انگیز است. این کوادرا متاهل و پدر دو نوجوان ، با لبخندی روکش طلا و نگاهی bling-bling راهی هوشمندانه را دنبال می کند لذت بردن از زندگی روزمره خانوادگی اش در معرض خطر مرگ: در اینجا با شیفتگی کارمند خود (جولیا ، ملقب به "جولز" ، که "جواهرات" را در نسخه اصلی می سازد) ، در آنجا دروغ گفتن مانند کشیدن دندان به او طلبکاران بی شماری ، وی پشت سر آنها شرط بندی های فوق العاده خطرناک در مسابقات NBA را ضرب می کند. هرچه تعداد فتیله های انفجاری بیشتر جمع می شود ، چشمان تاول زننده آتش افروز او بیشتر می شکند. هنگامی که یک بازیکن بسکتبال سلتیکس (کوین گارنت در نقش خودش) به فروشگاه خود در خیابان 47 ام می رسد ، کسی که در اینستاگرام خود را "Howiebling" خطاب می کند ، ابتدا فرصت می یابد تا با اوباش مسلحی که به پاهای خود ضربه می زنند ، نجات دهد. در پیشخوان خود - یک عقیق سیاه مرموز در "KG" باعث مشهور شدن است که دیگر نمی تواند بدون سنگ اتیوپی این کار را انجام دهد - اما در نهایت نه ، طعمه برای هوارد قمارباز خیلی آسان است: سنگ معروف نصب می شود در حراج ، شاید ، چند بلیط بنفش بیشتر خراشیده شود ... یا همه چیز را گم کنید: در پوکر ، ما این را "همه در" می نامیم. و دنده دیوانه وار مکانیک هرج و مرج آن است.

ده آفت برانکس
هوارد برای ساعت 2:15 به خوبی در حال تغییر شکل است. و اساساً ، این قمارباز اجباری ، وارث Flambeur (جواهر سیاه کارل رییس با جیمز کان ، 1974) ، که مانند یک آدم برادور هشت ساله به لذت فوری خود رسیده است ، هرگز آن را نخواهد داشت. دزدیده نشده این همان چیزی است که او را متمایز می کند ، از جمله ضدقهرمان یک انسان جدی توسط برادران کوئن ، بازخوانی کتاب ایوب که در آن یک معلم فیزیک یهودی کسل کننده اما مشتاق تبدیل شدن به "منشی" ، یک مرد خوب ، او را امتحان کرد کوینز در تیتراژ تمسخرآمیز گفت که "در ادیسه خارج از مرکز صفدی ، جای خود را حفظ نمی کند:" هیچ یهودی در هنگام ساخت این فیلم صدمه ای ندیده است. " همچنین شخصیتی که توسط سندلر بازی می شود در جامعه یهودیان آمریکا نیز درحال گرایش است و خشم الهی را به روش خود آزاد می کند. در هنگام شام برای جشن پساخ ، وظیفه آیینی او این است که ده آفت مصر را در مقابل خانواده اش خرد کند: آب رودخانه به خون تبدیل شد ، هجوم قورباغه ها ، ملخ ها ، شپش و دیگر حیوانات وحشی ، جوش ، تگرگ ، نیازی به ذکر نیست تاریکی و مرگ نوزادان اول ... "در آن زمان سخت بود ، هاوارد نتیجه گرفت تا روحیه را سبک کند: هنوز هم می تواند مراقب کودکان باشید ! "
جواهرفروش فکر نمی کند خیلی خوب گفته شود. این توهین های کتاب مقدس ، او کم و بیش در نسخه مدرن آنها را متحمل خواهد شد. یک رمیکس گروتسک و کوکائین از کتاب Exodus که در آن آبهای خونین رودخانه چیزی بیش از یک آکواریوم مبتذل سرخ شده توسط نوشابه نیست ، جایی که جوش ها به تماشاگران سرطان روده بزرگ تبدیل می شوند ، در حالی که انگل های مصر دوباره تجسم می شوند در انبوهی از طلبکاران شوم ، راتنر را تا منظره فرزندانش دنبال می کرد. هوارد بهای خود را می پردازد: چشم سیاه ، پاره بینی و حتی انقراض صوتی - لحظه ای وحشتناک برای این جاسوسی اجباری. اما مانند یک بازی سرگرم کننده سیزیفوس ، هوارد هنوز ایستاده است و با امتیازات براق و سایر میانبرهای جادویی که فقط در آسفالت و جنگل نئون می بیند ، گالوانیزه شده است.
توربیون Howie با الهام از یکی از دوستان پدر جوشوا و بنی صفدی ، محصول محصولی از حیوانات آزمایشی Safdian است ، در حالی که آن را بیشتر پیش می برد. همانند سنگ سیاه که تمام حافظه جهان را در خود جای داده است ، سنگهای برش نخورده تجربیات گذشته پشت سر هم را متراکم می کند تا آنها را به نوعی سری B کیهانی توهم انگیز تبدیل کند. ما در آنجا ناهمواری های نادیده گرفتن آنها (با چهره های معتبر و بی ثباتی کلی) ، جذابیت آنها برای بزرگسالان به همان اندازه کودکانه ، علاقه آنها به بسکتبال (که آنها در سال 2013 یک مستند ، لنی کوک را به آن اختصاص دادند) ، موضوع اعتیاد و طعم اخیر آنها از ژانر (که در هیجان اسیدی Good Time آغاز شد) ، که به آنها تأثیر غیرقابل باورتر علمی-تخیلی روانشناسی سال 2001 ، ادیسه فضایی (با عقیق از طریق kubrickien monolith) و حتی رابرت آلتما 

n ، با سلیقه خود برای واقعیت رانده شده با بزرگنمایی و دیالوگ های خام ، ماهرانه دوباره برش داده شده و به ترتیب پس از هماهنگی تنظیم شده است.

کولونوسکوپی کیهانی
فراتر از اثر واقع گرایانه ربوده شده از کارگردان فیلم های کوتاه کوتاه ، در اینجا احساس سورئال سرریز کردن ، نزدیک به وضعیت روحی طبیعی یک قهرمان در اوردرایو دائمی را از بین می برد. همیشه در حال پراکنده کردن در هزار کار همزمان - یک اختلاف خشونت آمیز تلفنی با معشوقه اش مانع از این نمی شود که خودش را وزن کند یا با یک حراج دهنده در یک خط دیگر صحبت کند - شتابزده عجله ای تمام شمشیرها را بین شمشیرها اسلا می زند داموکلس آیا فاجعه است؟ کمدی؟ یک هیجان؟ کمی از همه اینها در همان زمان. در آستانه انفجار ، هوارد چندین زندگی در یک زندگی می کند ، گره ای از احساسات متناقض بین بیننده گیجی و خنده عصبی برای بیننده ایجاد می کند. مصنوعات روان گردان دانیل لوپاتین (با نام مستعار Oneohtrix Point Never) از نظر جسمی این مایل-فویل تهوع آور و اضطراب آور را به تصویر می کشد ، جایی که به نظر می رسد جوش سرخوشی به طور مداوم پس از غرق شدن به دنبال خفگی است. آنقدر صعودها و فرودهای بی پایان که قوس روایی را به شکل غلتک استیک ردیابی می کنند. سفر هووی متعلق به ماست ، روده او نیز برای این موضوع است: دوربین در آغاز این فیلم به معنای واقعی کلمه احشایی ، جایی که ما از معادن اتیوپی به آنجا می رویم ، کیهان و سیستم گوارشی او را در اثر "کرم چاله" خسته کننده ذهن متصل می کند. 2010 در دفتر یک متخصص پروکتولوژیک در منهتن در سال 2012 ، بنابراین مرزهای مکانی و زمانی را لغو کرد. هووی ممکن است این بچه غیرمسئول باشد ، او یک کهکشان درون خود دارد. چیزی کاملاً عاشقانه در مورد ادم خودکشی خودکشی وجود دارد ، یک خلأ بزرگ درخشان. صفدی ها از هوش لازم برای تسکین اشتهای سیری ناپذیر خود برای مرگ های ناچیز ناشی از هرگونه پیشروی اخلاقی برخوردار هستند - از این گذشته هاوی هدف غنی سازی کمتر از اصلاحات آنارکو-ارگاسم ("همه آنها را لعنتی!") ، - ترجیح می دهند با بمب گذار انتحاری بمانند ، لزوماً با پیراهن های عجیب و غریب خود که برچسب قیمت را آویزان می کنند حداقل دوست داشتنی است. در یکی از پر جنب و جوش ترین صحنه های فیلم ، هاوارد در تلاش است تا در میانه کنسرت The Weeknd هنگامی که به طور ناگهانی نور سیاه در این کلوپ تابیده می شود ، با حلقه خود دوباره به حلقه خود بپیوندد و هدف نارنجی رنگش را مانند سنسور حرارتی در Predator نشان می دهد. وعده سپرده گرانبها ملموس ، تب آور می شود. برای یک لحظه ، شما تبدیل به همان معدنچی بدوی طلا می شوید که تنها دعای خود را در روده های زمین می خواند: برنده تمام پولها یا هیچ چیز.

  • مارال بهسازی

- برای دیدن در OCS: OUTSIDER -
بین موفقیت های اخیر چرنوبیل ، جانشینی و دیده بان ، تقریباً فراموش می شد که HBO برای اصلاح هیجان آهسته و شور که برای گذراندن زمستان به آن احتیاج داشت ، برابری ندارد. Outsider به موقع است.
 
"من مقایسه ای با True Detective ندارم. (...) ظاهراً در مورد این دو پلیس است که فلسفه می کشند و سرشان را می کشند. نه فنجان چای من در طول تبلیغات The Outsider ، نویسنده و فیلمنامه نویس ریچارد پرایس بلافاصله خواست تا خنثی کند: نه ، این اقتباس از استیون کینگ اخیراً دقیقاً از همان چوب آبی نیست که در آنتولوژی معروف ساخته شده است. با این حال ، پرایس اشتباه است که نادیده گرفتن آنچه می تواند The Outsider را به شمشیرهای اخیر کانال در زمینه هیجان انگیز نزدیک کند ، اشتباه است. از اشیاp شارپ تا شب از طریق سه فصل غلتکی True Detective ، بنابراین. به بیان دیگر ، HBO در پرتو همین فیلمهای بلند (هر کدام 10 ساعت) به عنوان کانالی ظاهر می شود که شیار آهسته و جوی ادبیات ژانر خوب را کاملاً درک کرده است. بیماری وجودی که زیربنای هر یک از شخصیت های اصلی آن نیز هست.


معمولاً در مورد استیون کینگ ، مکانیک ادبی کمال شکل می گیرد. ابتدا تنش پنهان شده در عامه استان را فاش کنید. سپس ، ترس های صمیمی را که احتمالاً به یک کابوس XXL تبدیل می شود ، مرحله بندی کنید. بنابراین Outsider با کشف جسد قصابی یک کودک در زیر یک شهر کوچک در ایالت جورجیا افتتاح می شود. "حیوان؟ یک پلیس جلوی بدن می پرسد. "نه! »، با لحنی ناخوشایند به بازپرس دوم پاسخ می دهد. این یک قتل و حتی تجاوز به عنف است. همانطور که می دانیم ، این استدلال می توانست به Broadchurch در بهترین حالت و در بدترین حالت ، CSI بدهد. برای این مینی سریال چیز دیگری است. در طول قسمت اول ، تنش به آرامی متورم می شود ، چندین بار منفجر می شود ، سپس رنگ ترس مقطر را به خود می گیرد ، کمی با کمی لمس لمس می شود. معلم انگلیسی و مربی بیس بال تری میتلند ، که همه حسابها او را متهم می کنند (اثرانگشت او در صحنه جنایت پیدا شد) به شدت مسئولیت مرگ فرانکی پیترسون کوچک را انکار می کند. در زمان قتل ، او چند صد کیلومتر دورتر بود و می تواند آن را ثابت کند. حیرت محققان با فرضیه ای غیرممکن است که منطقی و سپس ضد تحقیق را در نظر بگیرند. میتلند آنجا نبود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که سناریویی احتمالاً دلتنگ X-Files باشد. اما برای یک بار ، یک X-Files در حرکت آهسته. X-Files ، بدون مولدر و اسکالی ، که صحنه پردازی آن به قدری هوادار است که به طور تصادفی طرفداران درک سیانفرانس ، کلی ریخارد یا جف نیکولز را عقب نیندازد. X-Files خصوصاً شخصیت اصلی آن ، کارآگاه رالف اندرسون (همیشه بن مندلسون کامل و تند و سریع ، نیمه بازنشسته از پانک ، نیمه چرک نیک نولته) تمام غم و اندوه جهان را ترکیب می کند. چرا او این تحقیقات را به قلب می گیرد؟ چون خودش پسرش را به علت سرطان خون از دست داد. و آن دقایق طولانی صرف کشیدن سیگار در نیمه تاریک اتاق نشیمن یا رویاپردازی جلوی پوسترهای موتزارت شده است؟ خیلی ساده ، او مردی است که حس زمان خود را از دست داده است. ایده خوبی برای پیشبرد تحقیقات با کندی ضرب المثل این نوع شخصیت است. حتی بهتر است او را از جاده "موجودی از جای دیگر" واقعی عبور داده و تسلیم شدن او را ببینیم زیرا غیرمنطقی تنها شبکه خواندن ممکن برای تحقیقات او می شود. از طریق رالف اندرسون ، نویسنده ریچارد پرایس (The Wire، Clockers، The Night Of) موارد واضح را به نمایش می گذارد: قهرمانانی که مجبور به باور ماوراالطبیعه در رمان های کینگ شده اند و پلیس های عوضی داستان هیجان انگیز نوردیک à la Arnaldur Indridason متعلق به همان خانواده شما فقط باید برای پیدا کردن آنها یک کارآگاه واقعی معکوس پیدا کنید.

  • مارال بهسازی

- در سینما ها: QUEEN & SLIM توسط Melina Matsoukas -
ملینا ماتسوکاس پس از امضای برخی از مشخص ترین موزیک ویدیوهای دهه 2000 برای ریحانا ، بیانسه و بسیاری دیگر و کارگردانی قسمت های فیلم های Insecure و Master of None ، جهشی به سوی فیلم ها دارد. این داستان از یک زن و شوهر در حال فرار از گلدن گلوب و اسکار ، پس از یک بررسی بد پلیس ، اما کاملاً همه مسائل نژادی ، از ماده زندگی سیاه تا فرگوسن ، را به یک سفر جاده ای نفسانی متراکم می کند و زمان دار ملاقات.
 
در جاده
"ما در نیواورلئان و مناطق اطراف آن ، اما همچنین در کلیولند و می سی سی پی به فلوریدا تیراندازی کردیم. برای من واقعاً مهم بود که بتوانم در جاده بپیچم ، و منظره متغیری داشته باشم. من فقط می خواستم یک آمریکای سیاه را نمایندگی کنم که قبلاً لزوماً آن را روی صفحه ندیده بودیم. بنابراین ما از شمال در کلیولند ، اوهایو شروع کردیم که آخرین ایستگاه قطار برای بردگان در پرواز از کانادا بود. دلیل این امر این است که ما می خواستیم مسیری معکوس از بردگان فراری را در فیلم بسازیم. بنابراین ما در کلیولند در یک گرداب قطبی قرار گرفتیم که هر 15 دقیقه باید استراحت کنیم تا افراد تیم یخ نزنند ... وقتی دانیل (کالوویا) را ببینید صفحه نمایش "
با ماشین
"من واقعاً می خواستم تماشاگر احساس کند که رانندگی در ماشینش چه حسی دارد ، مثل اینکه در خانه هستیم ... تا لحظه شنیدن آژیر ماشین پلیس و بودن در کنار جاده متوقف شوید بدون اینکه بدانید آیا می توانیم عصر همان روز به خانه برگردیم. بنابراین مهم بود که در ابتدا ماشین مناسب برای شخصیت ها انتخاب شود. و من آن را در هنگام پیش بینی خود در کلیولند در محله ای سیاه پوست پیدا کردم. در طول حضور ما ، دست کم شش سیاه پوست را دیدیم که توسط پلیس در اتومبیل متوقف شدند. یکی از این افراد در هوندا آکورد سفید بود و کاملاً واضح بود که اسلیم است ، بنابراین ما با آن مدل همراه شدیم. در پایان ، هر تغییر ماشین به یک نقطه عطف در سناریو تبدیل شد. "


 
در خیابان
"من در مورد جنبش های اعتراضی و شورش ها در سراسر جهان تحقیقات شمایل نگاری زیادی انجام داده ام. من سوابقی از آنچه در فرگوسن ، آفریقای جنوبی ، در راهپیمایی های حقوق مدنی در دهه 1970 اتفاق افتاد ، پیدا کردم. پدر و مادر من بسیار درگیر بودند ، بنابراین از جوانی در معترضین شرکت کردم. . من می دانستم که می خواهم دوباره احساس این را که بخشی از یک جنبش آشفته است ، با عصبانیت در بعضی مواقع ، اما همچنین احساس رفاقت و احساس قدرت وقتی که تعداد زیادی از ما هستیم ، کشف کنم ... در فیلم ، حرکتی ناخواسته حمایت کننده که توسط شخصیت های ملکه و اسلیم آغاز شده است. "
 
در بار
"در فیلم ها ، یک کلیشه در مورد چگونگی روشن کردن پوست بازیگران سیاه پوست هنگام فیلمبرداری در یک اتاق تاریک وجود دارد ، و این فکر می کند که شما به نور زیادی نیاز دارید. من در مورد صحنه بار که کوئین و اسلیم با لوس بازی می رقصند متعجب شده ام. اما شخصاً دوست دارم همه چیز را در تاریکی بگذارم. حتی گاهی من از هیچ منبع نوری استفاده نمی کنم. این به رمز و راز ، جو ، لحن خاصی می بخشد. مخصوصاً در این صحنه. به طور کلی ، این چیزی است که من باید با دقت با آن کار کنم ، زیرا بسیاری از انواع پوست سیاه وجود دارد ، که لیاقت فیلمبرداری متفاوت دارند ، زیرا همه آنها واکنش یکسانی به پوست ندارند. نور: بعضی جذب بیشتری دارند ، بعضی دیگر روشن تر ... "
 

  • مارال بهسازی

- در سینماها: LE CAS RICHARD JEWELL -
کلینت ایستوود دوباره به یک قهرمان پیچیده یا بهتر بگوییم برگشت پذیری روایت قهرمانانه آمریکا علاقه مند است. یک شبه کسی که مردم را نجات می دهد می تواند به عنوان یک هیولا معرفی شود یا دیده شود. سورپرایز: ایستوود این "فاجعه بزرگ آمریکایی" را همانطور که می گوید ، یک فیلم ساده ، واضح و حتی لطیف می کند.
 
ظاهر ما را نباید فریب داد: آخرین کلینت ایستوود شادی واقعی را به شما منتقل می کند (در زمانی که سینما به شدت تاریک است ، حتی اگر به نظر غیر از این باشد). این لذت عمدتا از لحن کمدی ناشی می شود که در نهایت در پس زمینه شرایط دراماتیک غالب می شود. زیرا اگر داستان او به عنوان یک کابوس ارائه شود ، در شخصیت ساده (Paul Walter Hauser) ، در ساده لوحی ناشیانه ، در مشخصات غیرمعمول ، در عزم پوچ او برای تحمیل احترام به قانون ، چیزی خنده دار وجود دارد. . ریچارد جواهل مانند کریس کایل ، تیرانداز از خفا آمریکایی ، در محافظت از هموطنان خود وسواس دارد ، حتی اگر این کار را از مواضع متواضعانه و کم فشار انجام دهد ، مانند موقعیتی که به عنوان هوشیار در طول بازی ها اشغال می کرد. المپیک 1996 آتلانتا. در همین مکان دقیق بود که او یک بسته مشکوک را کشف کرد و پروتکل امنیتی را اجرا کرد تا از انفجار جلوگیری کند. این حرکت کوچک ایثار ، او را به مدت یک روز تبدیل به یک قهرمان می کند اما همچنین باعث می شود صندلی برقی را به خطر بیندازد ...
ایستوود در شش فیلم آخر خود به نوع خاصی از قهرمان آمریکایی می پردازد. از جرسی پسران گرفته تا ریچارد جول ، از جمله تک تیرانداز آمریکایی ، سالی ، ساعت 3:17 بعد از ظهر برای پاریس و لا مال ، فیلم های او مردم عادی را از ریشه فروتن و حتی متواضع نشان می دهد که قادر به دستیابی به انواع شاهکارهای کم و بیش تماشایی هستند. (امضای لوله ، مجبور کردن هواپیما به پایین بدون ایجاد کوچکترین آسیب ، شلیک دشمنان ، متوقف کردن یک تروریست در قطار). اما بزرگی قدرت ، آنها را شخص دیگری نمی کند و از حیا و عفت خود دور نمی شوند. قهرمانان این چرخه که با جواهر سرسخت به اوج خود می رسند ثابت می کنند که یک زندگی آبرومندانه در خارج از کلیشه های شهرت ، پول و اعتبار امکان پذیر است و فقط باید به چنین افرادی نگاه کرد تا انسانیت خود را بدرخشید. این قهرمانان می توانند مانند Frankie Valli یا زندگی رنج دیده مانند کریس کایل زندگی شادی داشته باشند ، اما آنها می دانند که چگونه حقانیت طبیعی رفتار خود را حفظ کنند ، و همچنین یک غریزه خاصی از مهربانی نسبت به دیگران را ، در برابر همه شانس ها ، به ویژه در برابر بهانه های دنیای شرکت ها ، سرشار از جاه طلبی ها و اسرار.


یک طرح ساده
این تضاد در پرونده ریچارد جولل ، که در آن دنیای مردم عادی و خانواده های آنها ، چه آن که توسط جواهل و مادرش (کتی بیتس) تشکیل شده است و چه زن و شوهر نامزد شده توسط وکیل (سام راکول) و همراه و همکار روسی (نینا آریاندا) ، با کسالت وجودی و عطش برای حرکت شبیه توپ ، مخالف عوامل FBI (که شبیه افراد KGB هستند) و روزنامه نگاری است. یک دنیای خوب ، سادگی ، حقیقت و دیگری دنیای دروغ ، ارعاب و فشار وجود دارد. از این تقابل آشکارا مانوی ، لذت غیرمنتظره کشف مجدد لذتهای اصلی داستان پردازی سینمایی به وجود می آید. ایستوود با جذابیت و ذکاوت ، راهی را برای سادگی در فرهنگی یافت که تحت سلطه پیچیدگی و تزئینات بود. روش فیلمبرداری او هرگز از شر سه طلسم بزرگ معاصر هالیوود خلاص می شود: رونویسی بیشتر فیلمنامه ، تنش پیش ساخته ای که توسط ریتم داستان تحمیل می شود (حقه ای از دنیای سریال) و تأثیر بصری. امروز ، ریچارد جواهر با روان بودن ما را متحیر می کند در حالی که به خودش اجازه می دهد جدا شود. بر لحظات دراماتیک تأکید نمی شود ، انتقال بین صحنه ها ناگهانی است ، زیرا پیش فرض اخلاقی فیلم چنان محکم است که بیننده برای اطمینان ، به احتمال دیگری ، به چیز دیگری احتیاج ندارد. قابل سکونت توسط همه گویی ایستوود در این نبرد کارگر کوچک در برابر نیروهای دولتی و قدرت رسانه ای ، دوباره به راز دموکراتیک سینمای آمریکا پی برده است.

  • مارال بهسازی